چندسال است که برخی نهادهای حکومتی و غیر دولتی روز معمار (۳ اردیبهشت) را با انتساب به شیخبهایی
با عنوان ساختگی «معمار دورهٔ صفوی» برگزار میکنند.
یکی از نهادهای غیردولتی که امسال این مناسبت را به شیخبهایی منسوب کرد، در توجیه این موضوع، شیخبهایی را بانی و معمار یا طراح سَد عباسی یا سَد قهرود (در ۳۵کیلومتری جنوب کاشان و از بناهای دورۀ شاهعباس اول) معرفی کرد و با همین استدلال از او به عنوان معمار بزرگ ایرانی یاد کرد. اما تنها دلیلی که در این خصوص ارائه شد، درج نام شیخ بهاءالدین عاملی (شیخبهایی) در کتاب معماران ایران (نوشتهٔ زهره بزرگنیا) به عنوان طراح سَد قهرود آن هم بدون ارائه سند بود و سال ساخت سَد نیز در این کتاب ۱۰۲۵ق. ذکر شده است(بزرگنیا.۱۳۸۴: ۱۹۶) و البته بزرگنیا نیز درخصوص انتساب سَد عباسی به شیخبهایی از مطلب غیر مستند کتاب بناهای عام المنفعه در این مورد استفاده کرده است.(ملازاده و محمدی.۱۳۷۹: ۷۴-۷۳)
اما به گواهی منابع تاریخی دست اول، سَد قهرود در سال ۱۰۱۰ق به مباشرت آقاخضر نهاوندی(حاکم وقت کاشان) ساخته شد و ملاعبدالباقی نهاوندی(برادر آقاخضر) در کتاب تاریخ «مآثر رحیمی» چاپ کلکته به ابیاتی از مولانا جسمی همدانی(شاعر معاصر شاهعباس) دربارهٔ سَد عباسی اشاره کرده است.
جسمی همدانی در این قطعهٔ ۱۷ بیتی، از شاهعباس به عنوان بانی بَند یا سَد عباسی و از آقاخضر به عنوان عامل ساخت بنا نام میبرد و هیچ نامی از شیخبهایی به عنوان معمار یا بانی یا طراح سَد عباسی در میان نیست. در ضمن در بیت آخر، مادهتاریخ بنای سَد عباسی (۱۰۱۰ق.) قید شده است:
این قوی بنیاد بَند دیرپای/
کز بقا محکم بناتر آمده…
چون ز امر پادشاه دین پناه/
این بنا را زینت و فَر آمده…
شاهعباس آنکه حزمش را فلک/
سّدِ راه فتنه و شَر آمده…
داد فرمان چون سکندر خضر را/
آن که چون خضرِ پیامبر آمده…
تا ز دفع این قوی بنیاد بَند/
کز متانت سّد اکبر آمده…
بانی اسکندر شد و ساعی خضر/
کردگارش یار و یاور آمده…
سال اتمام بنایش را خِرَد/
زین دو مصرع زیبگستر آمده
«دفع یأجوجِ حوادث را چو عدل/
ثانیِ سّدِ سکندر آمده» (نهاوندی: ۱۱-۸)
مراجعه به کتاب مآثر الخضریه، نوشته میر تَقیُّالدّینِ ذکری کاشانی در شرح حال و ذکر بناها و آثاری که آقاخضر نهاوندی در دوران حکومت خود در کاشان ایجاد کرد، نیز میتواند راهگشا باشد.
سَد عباسی قهرود در عصر محمدشاه قاجار روی به ویرانی بود تا آنکه به پیشنهاد شاهزاده بهمنمیرزا ملقب به بهاءالدوله(نوهٔ فتحعلیشاه، برادر محمدشاه و پسر عباسمیرزا) این سَد مرمت شد و شرح این مرمت با ذکر نام بهاءالدوله در دیوان میرزا احمد ادیب شیبانی کاشانی(شاعر و تاریخنگار دوران قاجار) به نظم درآمده است و ماده تاریخ مرمت سَد عباسی در این سروده برابر با سال ۱۲۵۳ق. قید شده است:
هم به تقدیر قضای صانع ارض و سما/
هم به فرمان محمدشاه آن فخر قجر
هم به حکم آن بهاءالدوله بهمن میرزا/
آنکه از انصاف وی آباد شد هر بوم و بر…
سَد عباسی که بود از صدمهٔ دوران خراب/
کز عبورش عاجز و حیران شدی هر رهگذر
شد چنان معمور از آن شهزادهٔ نیک اعتقاد/
کز بنای بانی اول بسی شد خوبتر..(بیضایی.۱۴۰۰: ۱۸۷-۱۷۹)
براین پایه، به نظر میرسد که شاید شباهت نام بهاءالدوله به بهاءالدین عاملی(شیخبهایی) و خوانش اشتباه کتیبهٔ ناخوانای مجاور سد، باعث این اشتباه شده که برخی طراح یا معمار سَد عباسی را شیخبهایی نوشتهاند، حال آنکه از شیخبهایی آثار مکتوبی در موضوعاتی چون اخبار و احادیث، تفسیر، اصول فقه و ریاضیات، شعر و متون ادبی، نحو، کلمه و کلام دردست است ولی او هیچ رساله یا کتاب مستقلی دربارهٔ معماری ندارد و در هیچ کتیبهٔ تاریخی نیز نام او به عنوان معمار ذکر نشده است، پس انتساب روز معمار نیز به او جفا در حق معماران بزرگ ایران زمین است.
منابع:
۱- مآثر رحیمی(تألیف ۱۰۲۵ق.)، ملاعبدالباقی نهاوندی، تصحیح محمد هدایت حسین، چاپ کلکته، ص۱۱-۸.
۲- کاشانهٔ دانش(در تاریخ، جغرافیا و تذکرهٔ شعرای کاشان)مؤلف: حسین پرتو بیضایی، ارمغان ادب، کاشان، ۱۴۰۰، ص۱۸۷-۱۷۹.
۳- معماران ایران از آغاز دورهٔ اسلامی تا پایان دورهٔ قاجار، زهره بزرگنیا، ناشر: سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۳،ص۱۹۶.
۴- بناهای عامالمنفعه، کاظم ملازاده و مریم محمدی، انتشارات سوره مهر، تهران، ۱۳۷۹، ص۷۴-۷۳.